رهبری در جوامع کوچک تر بخش نخست جمشید کیومرثی بر اساس تجربه ،آن زمان اقتدار برانسان های دیگر شکل می گیرد که گردانندگان قدرت با انگیزه های معین و اهداف مشخص، در یک رقابت یا درگیری با دیگران، چه به صورت سازمان یافته، یا سیاسی، یا روانی، یا اقتصادی و یا دیگر منابع ، بسیج شوند تا با اعمال نفوذ و تأثیر گذاری بر نوع رفتارهواداران، باعث برانگیختن، درگیرکردن و یا خشنود ساختن انگیزه ی هواداران در همان زمینه ی اهداف و انگیزه های خاص خودشان - گردانندگان قدرت- شوند. این نوع رهبری را می توان نوعی از مدیریت آلیگارشی نامید که هنوز در قرن بیست و یکم در جامعه ی کوچک ما فعال است. اعمال نفوذ قدرتمندانه و نهایتن تأثیرگذاری بر نوع رفتار هوادارن و درگیر کردن آنان در امور بی اهمیت تنها برای دستیابی به اهداف گروه رهبری است و مانند آنچه که لنین می گفت: تنها برای دستیابی به صلح ، نان و زمین است . به طور خلاصه ، رهبران با ریشه های متفاوت قدرت و انگیزش، انگیزه های هوادارانشان را برای تشخیص نظر رهبران مورد استفاده قرار می دهند.بنابراین ، نه تنها در اقتدار و قدرت ، انگیزش ها باید متناسب با...