<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005</id><updated>2012-02-01T08:42:48.137-08:00</updated><title type='text'>اخبار</title><subtitle type='html'>تارنمای فرهنگی خبری -   
تحلیل خبرها و نوشتارهای فرهنگی و اجتماعی -
زرتشتیان خارج از ایران</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-3288931062120076150</id><published>2011-09-04T23:11:00.000-07:00</published><updated>2012-02-01T08:36:22.071-08:00</updated><title type='text'>سلسله نوشتارهایی بر مبنای مستندات انجمن زرتشتیان تهران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" closure_uid_8lvbm7="167" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" class="MsoNormal" closure_uid_8lvbm7="155" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="113" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span closure_uid_758ael="118" style="font-size: large;"&gt;چگونه موقوفات&amp;nbsp;مارکار یزد را از دست دادیم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;div closure_uid_i9q0xy="118"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="127" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="141" closure_uid_i9q0xy="120" style="color: #666666;"&gt;نویسنده: سروش سیاوش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div closure_uid_i9q0xy="118"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="95" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em closure_uid_8lvbm7="145"&gt;با این توضیحات، هیچ دردی از جماعت درمان نخواهد شد، مگر اینکه بخواهیم بدانیم بر ما چه رفته؟ و هنوز هم می رود؟ و آنگاه برای به دست آوردن آنچه که از دست داده ایم راهی را آغاز کنیم تا بعد از این چنین&amp;nbsp;دستگاه هایی&amp;nbsp;که شرحش خواهد رفت در میان زرتشتیان ریشه نگیرند و مانع رویش جوانه های مفید نگردند. در این نوشتار با ارائه ی دلایل کامل و شواهد مستند به طرح پاره ای از سؤالات خواهم پرداخت که به دست آوردن پاسخ انها به عهده ی شما خوانندگان خواهد بود.&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="96" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;و اما دنباله ی داستان زمین های مارکار آباد یزد از زبان پرونده های موجود در انجمن:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="146" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;طی نامه ی شماره 35.1184 مورخ 1367/11/09 رئیس وقت انجمن زرتشتیان تهران، نامه ای به مهندس بیطرف استاندار وقت استان یزد نوشته و با اشاره به نامه ی 35.251 انجمن زرتشتیان تهران و جلسه ی مورخ 1367/10/12در حضور استاندار و شهردار وقت شهر یزد آقای وحدتی و معاون وقت وی آقای آیت الهی و آقای رکن الدینی و...پیشنهاد نموده اند&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;em closure_uid_8lvbm7="150"&gt;:"... چنانچه مقامات محترم استانداری یزد تسهیلاتی فراهم نمایند تا شش دانگ بلوک های یاد شده در نامه ی فوق الذکر – زمین های موقوفه ی مارکار- به قطعات مناسب تفکیک و به قیمت عادلانه برای فروش(!) عرضه شود، این انجمن( منظور انجمن زرتشتیان تهران است) با کسب تأئید از انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی( که پیش از این حق هرگونه انتقال غیر منقول را از این انجمن سلب کرده بود) و جامعه ی زرتشتیان( که معلوم نیست منظور کدام زرتشتیان است؟) حاضر است نیمی از این زمین ها را &amp;nbsp; &amp;nbsp;جهت ایجاد و اداره و گسترش تأسیسات دانشگاهی و زمینه های مشابه و کارهای خیریه در یزد به نامگانه ی مؤسس و بانی آن پشوتن جی مارکار هزینه نماید&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;".&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;موضوع جالب و سؤال برانگیز این است که چگونه قبل از اخذ اجازه از زرتشتیان ایران و به ویژه از انجمن زرتشتیان اکابر پارسیان هند که پیش از این انجمن زرتشتیان تهران را از انجام هرگونه معامله در باره دارایی های غیر منقول خود منع کرده بود، شهامت می کند تا طی یک نامه ی رسمی که موجب ایجاد تعهدی نابرابر و ناخواسته برای انجمن زرتشتیان تهران می شود ، قول همه گونه همکاری را بدهد و چگونه می شود که انجمن ایرانی بمبئی با ارسال وکالت نامه ای که تنها برای انتقال اموال منقول نافذ &amp;nbsp;بوده است ، هراسان و نگران خواهان انتقال زمین ها، به استانداری می شود؟ سؤال دیگر این است که آیا کجا و بر چه مبنای قانونی ازجامعه ی زرتشتیان ( تهران؟ ایران؟ جهان؟) اجازه گرفته شد؟ و سؤال اصلی این است که آیا به طور کلی اجازه گرفتن از جامعه ی زرتشتیان می تواند موانع قانونی فروش زمین های وقفی در ایران را از میان برداشته و فروش غیر قانونی اموال وقفی &amp;nbsp;را تبدیل به معامله ای قانونی نماید؟ &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;بالاخره پس از گذشت مدت کوتاهی و بدون دریافت حتا وکالت نامه ی مورد نیاز در این مورد از انجمن ایرانی بمبئی( وکالت نامه ی ارسالی از انجمن ایرانی بمبئی فقط مجوزی برای نقل و انتقال اموال منقول بود).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" closure_uid_8lvbm7="168" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;در تاریخ 1367/12/7 قراردادی کاملن نابرابر بین انجمن و شهرداری یزد و دانشگاه یزد در محل استانداری یزد به امضاء می رسد که در اثر آن از 120 قفیز زمین های موقوفه مارکار، تنها حدود 40 قفیز آن برای انجام نیات واقف در دست انجمن و زرتشتیان باقی می ماند. اما با کمک سیاست بازی های متداول امپراتوی آلیگارشی زردشتی، در توافق نامه ای معروف به 40.20.40 که در گزارش پایان دوره ی گردش 36 انجمن نیز چاپ می شود، سهم های هرکدام به ترتیب 40% برای دانشگاه یزد، 20% برای شهرداری یزد و 40% برای انجمن زرتشتیان تهران داده می شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" closure_uid_8lvbm7="170" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" closure_uid_8lvbm7="168" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;نکته ی انحرافی در این سناریوی طراحی شده پاک شدن خود صورت مسأله است. داستان این بازیهای سیاسی از آنجا آغاز شده بود که شهرداری یزد برای احداث دو گشواره ای که از روی زمین های وقفی مارکار عبور می کند ، پیشنهاد گرفتن 30% بابت تفکیک کل زمین ها را می کند؛ که اگر آن پیشنهاد قبول می شد از 120 قفیز زمین ها تنها 36 قفیز آن که در طرح گوشواره ای قرار داشت کم می شد و بقیه ی زمین ها به صورت تفکیک شده در تملک انجمن ایرانی بمبئی باقی می ماند. اما دست های بازیگران امپراتوری آلیگارشی، پای دانشگاه یزد را به این مسأله باز کرده و به غیر از تقدیم 60% از زمین ها به دانشگاه یزد و شهرداری یزد، بقیه سند نیز بابت همان طرح گوشواره&amp;nbsp; ای قرار می گیرد و از کل زمین ها ، تنها 48 قفیز آن ظاهراً در اختیار انجمن زرتشتیان تهران باقی می ماند که هنوز هم هیچ نشانی از تنظیم اسناد آنها به نفع این انجمن وجود ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="151" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;باید به محتوای نامه ی ارسالی از انجمن ایرانی بمبئی و تصوری که آنان از انجمن زرتشتیان تهران دارند توجه کرد. قسمتی از نامه ی مورخ 1374/1/4انجمن ایرانی بمبئی که خطاب به انجمن پس از سال ها معطلی و انتظار آنان برای تکمیل قرارداد&amp;nbsp; فرستاده شده و تحت شماره ی 37.4203 در این انجمن به ثبت رسیده است به این منوال است&lt;span style="color: #990000;"&gt;&lt;em&gt;:"... در گردش 35 انجمن زرتشتیان تهران قررادادی با استانداری یزد به امضاء رسید بابت ملک مهدی آباد که قرار بود پارک ( بزرگ مارکار) ساخته شود(و) قسمتی از آن دانشگاه مارکار ساخته شود... آیا طبق قراداد ، کار انجام شده یا نه...&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;" توجه کنید آنچه به آن انجمن گفته شده است : دانشگاه مارکار بوده و نه ساختمانی در مجتمع دانشگاه یزد؛ و این نامه می خواهد بداند که کار طبق قرارداد انجام شده و یا خیر؟ آیا کسی می داند که آیا هیچگاه قراردادی فی مابین انجمن زرتشتیان تهران و استانداری یزد بر اساس این نامه منعقد شده بوده است یا خیر؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" closure_uid_8lvbm7="172" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span closure_uid_8lvbm7="153" lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;آنچه از صورتجلسات انجمن زرتشتیان تهران بر می آید این است که در سال 1376 مسول کمیسیون موقوفات انجمن زرتشتیان تهران مصوبه ای را از هیئت مدیره اخذ نموده که بر مبنای آن آقای س.ی. برای پیگیری صدور مجوز تفکیکی زمین های بخش 5 به عنوان نماینده ی انجمن به شهرداری یزد معرفی می شود. در این مورد پس از پیگیری های لازم معلوم می شود که در تاریخ 1369/2/24 تحت شماره ی 35.2334 انجمن زرتشتیان تهران، مجوز مربوط به تفکیک همین زمین ها که تمامی هزینه های آن نیز طی چک شماره ی 122731 مورخ 1369/3/1و به مبلغ 15.124.040 ریال پرداخت شده بوده است، خطاب به دفترخانه ی شماره ی 22 یزد صادر گردیده که به شماره ی 2656 مورخ 1369/2/5 در دفتر شهرداری یزد به ثبت رسیده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;هیچگونه قرارداد روشن و قانونی در این معامله&amp;nbsp; یافت نمی شود و سال هاست هیچ یک از گردش های انجمن کوچک ترین پیگیری برای انتقال اسناد زمین های تفکیکی به انجمن نکرده اند.البته باید دید چه کسی به عنوان دوست و همراه آغاز کنندگان این بازی ، تمام کننده خواهد بود؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;آیا مطالب عنوان شده ، نخستین در نوع خود بوده و یا آخرین آنها خواهد بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;چرا تاکنون کسی به این موارد و ده ها مورد دیگر توجه ای نکرده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;چرا مردم از همه چیز بی خبر مانده اند؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;آیا زرتشتیان امروز به این نقطه رسیده اند که بدانند آینده ی آنان بستگی به امروزشان دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;div closure_uid_8tcb1u="159"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;چرا آنانی که از کم و کیف خیانت ها آگاهی پیدا می کنند در صورت خبررسانی، مورد هتک &amp;nbsp;حرمت و وهن قرار گرفته، و مجبور خواهند بود ده ها انگ از کمونیست بودن تا اطلاعاتی بودن و جاسوس و عامل نفوذی بودن و... را از طرف امپراتوری آلیگارشی زردشتی، به جان بخرند؟&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div closure_uid_i9q0xy="129" style="text-align: right;"&gt;&lt;div closure_uid_8tcb1u="118"&gt;﻿پیوندهای مرتبط: &lt;a href="http://amordad8.blogspot.com/2011/08/blog-post_29.html"&gt;بخش دوم چگونه زمین های مارکار یزد را از دست دادیم؟&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;&lt;div closure_uid_8tcb1u="118"&gt;&lt;a closure_uid_8tcb1u="155" href="http://amordad11.blogspot.com/2011/08/blog-post_24.html"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بخش نخست چگونه زمین های مارکار یزد را از دست دادیم؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-3288931062120076150?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/3288931062120076150/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=3288931062120076150' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/3288931062120076150'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/3288931062120076150'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/09/blog-post.html' title='سلسله نوشتارهایی بر مبنای مستندات انجمن زرتشتیان تهران'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-4099854147199328045</id><published>2011-08-29T14:53:00.000-07:00</published><updated>2012-02-01T08:36:37.639-08:00</updated><title type='text'>سلسله نوشتارهایی بر اساس مستندات موجود در انجمن زرتشتیان تهران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: red; font-size: large;"&gt;چگونه زمین های مارکار یزد را از دست دادیم؟ ( بخش دوم)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #999999; font-family: Arial, sans-serif; font-size: xx-small;"&gt;سروش سیاوش&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1361 که آموزش و پرورش یزد قصد استفاده ی آموزشی و احداث مدرسه بر روی زمین های مارکار( دو قطعه اراضی نعیم و مهدی آباد) را داشت، در پی اقدامات مثبت روانشاد میرزا سروش لهراسب از این کار صرفنظر کرد و به همبن خاطر مدیر کل پارلمانی وزارت آموزش و پرورش یزد به اداره ی کل آموزش و پرورش استان یزد با ارسال فتوکپی نامه ی مورخ1361/5/7 آن روانشاد اعلام می کند:" &lt;span class="Apple-style-span" style="color: red;"&gt;در موقوفات باید عیناً به وقفنامه و طبق نظر واقف عمل شود... بنا بر مراتب خواهشمند است در صورتی که زمین مورد نظر متعلق به پرورشگاه و جزو وقف باشد از تصرف و احداث هرگونه بنا در آن قویاً خودداری فرمایید&lt;/span&gt;". این نامه تحت شماره 5553 به تاریخ 1361/5/18 به ثبت رسیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تاریخ 1362/1/27 نامه ای از انجمن ایرانی بمبئی به انجمن زرتشتیان تهران ارسال می گردد که به مُهر سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در هندوستان هم ممهور می باشد. در بند انتهایی و نتیجه گیری این نامه آمده است:"&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #741b47;"&gt;..بدیهی است چون قصد و نیت انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی از ابتدا به خاطر وقف عین املاک و تحصیل درآمد آن در امور خیریه ی مربوط به جامعه ی زرتشتیان بود ه است، لذا انجمن زرتشتیان تهران نیز با (وجود) اطلاع از قصد و نیت مزبور &lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: magenta;"&gt;حق انجام هیچگونه معاملات ناقله به وکالت یا قائم مقامی این انجمن(را) ندارد&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #741b47;"&gt;...&lt;/span&gt;"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1367 خورشیدی اما دوباره پرونده زمین های نعیم آباد و مهدی آباد از بایگانی شهرداری بیرون آمده بر روی میز شهردار وقت شهر یزد قرار می گیرد. پنج سال از ارسال آخرین نامه از سوی انجمن ایرانی بمبئی گذشته و گردش 35 انجمن زمام امور را در دست گرفته.نخستین گام برای این گردش در جهت سوق دادن آینده ی این زمین ها به معامله ای مرموز و بی سرو صدا ، اما همان جواب های سال های 1350 و 1351 است که به شماره ی 35.251 مورخ1367/2/25 در دفتر انجمن به ثبت رسیده است:  " &lt;span class="Apple-style-span" style="color: #274e13;"&gt;انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی تابع کشور هندوستان و تحت شماره 271 مورخ 14/ اکتبر 1952 میلادی در اداره ی اوقاف شهر بمبئی به ثبت رسیده است. این انجمن همچنین در ایران در اداره ی ثبت شرکت ها و مؤسسات غیر تجاری تحت شماره ی 463 مورخ 1339/7/19 ثبت قانونی گردیده و طی شماره 2.8544 مورخ 1339/3/25 وزارت کشور اعلام رسمیت و طی شماره 598 مورخ 1339/4/9  شهربانی کل کشور پروانه ی فعالیت صادر و طی شماره 2.1765  مورخ 1349/1/25 وزارت کشور، معافیت مالیاتی انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی اعلام می گردد. میدان برج ساعت(مارکار)، بیمارستان (زایشگاه) بهمن، درمانگاه سر رتن تاتا، پرورشگاه( جایی که بسیاری از جوانان بی سرپرست زرتشتی از گرسنگی نجات یافته اند و به رفیع ترین درجات علمی و اجتماعی رسیدند) و دبستان و دبیرستان پسرانه و دخترانه مارکار و چهارده دبستان در نواحی مختلف شهر( استان) یزد با سرپرستی این انجمن احداث گردید ه است&lt;/span&gt;". &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و حتی در تاریخ 1367/7/25 در نامه شماره 35.825 هنوز در رابطه با زمین های درمانگاه سررتن تاتا و مسأله ی انتقال آن به شرکت مخابرات یزد، موضوع وقفیت این زمین ها و ثبت انجمن ایرانی بمبئی در اداره اوقاف شهر بمبئی هندوستان تذکر داده شده و رونوشت نامه نیز به منظور اطلاع و ارائه ی توصیه های مقتضی به رعایت مصالح وقف و منافع موقوفه و نیات واقف به محضر مبارک حضرت آیت الله خاتمی مقام محترم امام جمعه (وقت) شهر یزد ارسال گردیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتی زمانی که در دهه شصت اشخاصی حقیقی، زمینهای این دو پلاک را متصرف می شوند و با اعمال نفوذ و تصوراین که تمام قطعات دارای یک پلاک است، پلاک شماره 2 فرعی از شماره 8775 بخش 4 یزد را ابطال کرده و بروی زمین های مارکار ملک مسکونی و تجاری بنا میکنند ، تلاشهایی از طرف انجمن زرتشتیان تهران برای باز پس گیری این زمینها انجام می شود و پس از شکایت و رسیدگی، این تلاشها به نتیجه رسیده و حکمی به شماره 67/481 شعبه 3 دیوان عدالت اداری به نفع انجمن زرتشتیان تهران صادر می گردد و انجمن تهران هم در ادامه پیگیریهای خود در تاریخ 1370/3/25نامه ای با رونوشت حکم به اداره ثبت یزد ارسال می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما از این پس ادامه پیگیری متوقف می شود؟ چرای آن مشخص نیست.و طی چند ماه بعد چنان تغییرات شگرفی در باورهای پیشین ایجاد می شود که باور کردنی نیست ، به طوری که در نامه های ارسالی دیگر نامی از وقفیت زمین ها و واقف بودن انجمن ایرانی بمبئی به چشم نمی خورد. دیری نمی گذرد که درمانگاه سر رتن تا تا به قیمت صوری 29 میلیون تومان به  اداره مخابرات فروخته می شود و زمین های نعیم آباد و مهدی آباد ( معروف به زمین های مارکار) بر اساس معاهده ای یکطرفه که به 40-20-40 معروف شده است، برای همیشه از دست می رود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا این تغییر مواضع نشانه ی چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از آن بر انجمن ما چه رفته؟ اسناد موجود در انجمن زرتشتیان تهران چه چیزی را بر ما روشن می کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادامه دارد....&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;پیوندهای مرتبط : &lt;a href="http://amordad11.blogspot.com/2011/08/blog-post_24.html"&gt;چگونه زمین های مارکار یزد را باختیم( بخش نخست)&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Arial, sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://amordad8.blogspot.com/2011/09/blog-post.html"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;چگونه زمین های مارکار یزد را باختیم؟ ( بخش پایانی)&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-4099854147199328045?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/4099854147199328045/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=4099854147199328045' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/4099854147199328045'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/4099854147199328045'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/08/blog-post_29.html' title='سلسله نوشتارهایی بر اساس مستندات موجود در انجمن زرتشتیان تهران'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-5320757097186319402</id><published>2011-08-26T01:15:00.000-07:00</published><updated>2012-02-01T08:41:21.356-08:00</updated><title type='text'>علاقه بیش از حدّ قذافی به کاندولیزا رایس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; line-height: 17.25pt; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0in; text-align: right; unicode-bidi: embed; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: x-small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL" style="direction: rtl; line-height: 17.25pt; margin-bottom: .0001pt; margin-bottom: 0in; text-align: right; unicode-bidi: embed; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: x-small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;سرویس بين الملل لمون پرس - بعد از اینکه انقلابیون وارد اتاق خواب معمر قذافی، رهبر لیبی شدند، در حالی که یکی از انقلابیون به تمسخر وی را 'خوک و میمون' توصیف می‌کرد، چهار آلبوم عکس قذافی را پیدا کرد که این آلبوم‌ها از علاقه سرهنگ به کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا پرده برداشت. &amp;nbsp;&lt;/span&gt;در پی ورود انقلابیون به اتاق‌ خواب معمر قذافی واقعیت عجیب دیگری از دیکتاتور لیبی برای آنها فاش شد.&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span dir="RTL" lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-image: initial; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; font-family: Arial, sans-serif; font-size: 9pt; line-height: 115%; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;به نوشته روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق‌الاوسط، بعد از اینکه انقلابیون وارد اتاق خواب معمر قذافی، رهبر لیبی شدند، در حالی که یکی از انقلابیون به تمسخر وی را "خوک و میمون" توصیف می‌کرد، چهار آلبوم عکس قذافی را پیدا کرد که این آلبوم‌ها از علاقه سرهنگ به کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا پرده برداشت.&lt;br /&gt;این آلبوم عکس‌ها نشان می‌داد که سرهنگ قذافی علاقه خاصی به کاندولیزا رایس داشته، چرا که قذافی عکس‌های متعددی از رایس را در آلبومش نگه داشته بود.&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-image: initial; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; font-family: Arial, sans-serif; font-size: 9pt; line-height: 115%; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir="RTL"&gt;از سوی دیگر سایت شبکه العربیه نیز در گزارش جالبی اعلام کرد که از دهه 90 قرن گذشته معمر قذافی به همراه محافظ‌های زن خود در بسیاری از مراسم حاضر شده است.&lt;br /&gt;گزارش‌های رسانه‌ای برآورد کرده‌اند که طی 20 سال گذشته تعداد محافظان زن معمر قذافی بین 40 تا 400 تن بوده است. لقب رسمی این محافظان "نگهبانان انقلاب" بود، اما آنها به "زنان سلحشور و بلند قامت" معروف بودند.&lt;br /&gt;بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای این زن‌ها برای حمایت از جان معمر قذافی ابتدا باید سوگند می‌خوردند که تحت امر وی باشند و در راه حفظ جان قذافی جانشان را بدهند، سپس این زن‌ها در داخل دانشکده پلیس زن در طرابلس آموزش می‌دیدند. دوره‌های آموزشی این محافظان شامل برخی تمرینات ورزشی برای بالا بردن توان جسمی آنها، شیوه‌های دفاعی، حمله و استفاده از تمامی انواع سلاح‌های سبک و سنگین بود.&lt;br /&gt;همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که اکثر محافظان قذافی از کوبا به لیبی منتقل شده بودند، برخی از این محافظان نیز اهل لیبی و دیگر کشورهای عربی بودند.&lt;br /&gt;برخی از این محافظان اعراب سفیدپوست و برخی آفریقایی سیاه پوست بودند.قذافی به خاطر علاقه‌اش به تنها دخترش عائشه نام یکی از آنها را عائشه گذاشته بود.بر اساس این گزارش‌ها شرط ازدواج نکردن این محافظان و اینکه فرزندی نداشته باشند از شروط مهم بود.&lt;br /&gt;محافظان قذافی همواره به رغم اینکه زن بودند در شرایط سخت وارد عمل می‌شدند و در استفاده از سلاح‌های سنگین مهارت داشتند و آنها همواره آماده بودند کسانی که قصد اذیت کردن قذافی را داشتند، بکشند. این محافظان درجه‌ها و رتبه‌های مختلفی را به لحاظ زیبایی داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL" lang="AR-SA" style="background-attachment: initial; background-clip: initial; background-color: white; background-image: initial; background-origin: initial; color: #444444; font-family: Arial, sans-serif; font-size: 10pt; line-height: 115%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="RTL" lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-image: initial; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; font-family: Arial, sans-serif; font-size: 9pt; line-height: 115%; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;براساس این گزارش‌ها محافظان قذافی همواره دردسرهایی نیز برای وی داشته‌اند. در سال 2003 در اجلاس سران عرب که در شرم‌الشیخ برگزار شد، نیروهای امنیتی مصر به محافظان قذافی اجازه ندادند وارد هتل محل اقامت وی شوند، از این رو درگیری‌های شدید بین محافظان و نیروهای امنیتی مصر رخ داد.&lt;br /&gt;در سال 1984 نیز محافظان قذافی با نیروهای اتیوپیایی درگیر شدند، چراکه سعی داشتند با سلاح خود به سالن اجلاس سران اتحادیه آفریقا در آدیس‌آبابا وارد شوند.&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="border-bottom-color: windowtext; border-bottom-style: none; border-bottom-width: 1pt; border-image: initial; border-left-color: windowtext; border-left-style: none; border-left-width: 1pt; border-right-color: windowtext; border-right-style: none; border-right-width: 1pt; border-top-color: windowtext; border-top-style: none; border-top-width: 1pt; color: #444444; font-family: Arial, sans-serif; font-size: 9pt; line-height: 115%; padding-bottom: 0in; padding-left: 0in; padding-right: 0in; padding-top: 0in;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir="RTL"&gt;این محافظان همچنین در نیجریه نیز بحران ایجاد کرده بودند و زمانی که نیروهای امنیتی مانع ورود آنها به سالن اجلاس شدند با آنها درگیر شده بودند که رئیس‌جمهوری نیجریه شخصا به منظور فیصله دادن مساله وارد عمل شده بود.&lt;br /&gt;گزارش‌های خبری حاکی از آن است که این محافظان هرگز وی را ترک نکردند حتی در حال حاضر نیز با وی هستند، چرا که زمانی که انقلابیون وارد باب‌العزیزیه شدند این محافظان را نیافتند. به نظر می‌رسد این محافظان به همراه قذافی در مخفی‌گاهش هستند و وی هنوز به آنها اعتماد دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-5320757097186319402?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/5320757097186319402/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=5320757097186319402' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/5320757097186319402'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/5320757097186319402'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/08/blog-post_26.html' title='علاقه بیش از حدّ قذافی به کاندولیزا رایس'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-5628288953859505837</id><published>2011-08-14T18:45:00.000-07:00</published><updated>2012-02-01T08:42:48.154-08:00</updated><title type='text'>اعضای هیئت مدیره دوم انجمن زرتشتیان منطقه ی " ولی" مشخص شدند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/-LRw0dLCimeE/Tkh5imVADjI/AAAAAAAABps/SvEDh_mOMWg/s1600/P1050513.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://1.bp.blogspot.com/-LRw0dLCimeE/Tkh5imVADjI/AAAAAAAABps/SvEDh_mOMWg/s320/P1050513.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/-YGZ17UcxnYA/Tkh5pvWmAxI/AAAAAAAABpw/5ckNAcKwTFA/s1600/P1050512.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="240" src="http://4.bp.blogspot.com/-YGZ17UcxnYA/Tkh5pvWmAxI/AAAAAAAABpw/5ckNAcKwTFA/s320/P1050512.jpg" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: red; font-size: xx-small;"&gt;عکس ها از: آذر نورافروز&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: right;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;انتخابات گزینش اعضای هیئت مدیره ی دوره دوم انجمن زرتشتیان ولی روز یکشنبه چهاردهم آگوست در محل انجمن دوستاران زرتشتی برگزار شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;در این انتخابات که طی آن هفتاد و یک نفر آرای خود را برای انتخاب افراد مورد نظر خود به صندوق های رأی گیری ریختند ، هفت نفر به عنوان اعضای اصلی و دو نفر عضو جانشین از میان کاندیداها برگزیده شدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;هیئت نظارت بر انتخابات وظیفه ی کنترل کردن حداقل یکسال عضویت در انجمن را بر عهده داشت و برخی از کاندیداها را از انتخاب شدن محروم کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;در نخستین مرحله اسامی دو نفر که از سوی هیئت نظارت &amp;nbsp;گزینش شده بودند به عنوان افرادی که علی رغم عدم حضورشان در مجمع به خاطر تأئید شدن از سوی این هیئت حق انتخاب شدن داشتند معرفی شدند. این دو نفر آقای هوشنگ مهر خداوندی و خانم سیما خدابخش پتل بودند. سپس از حاضرین خواسته شد خود را کاندید کنند که &amp;nbsp;آقایان شاهین استاد، مهران پور دهقان، فرشاد فروغی و خانم ها فریبا فرخانی و سوسن پرورش داوطلب شدند. در آخرین مرحله نیز چون برای آغاز انتخابات دستکم نه نفر می بایست کاندید می شدند با اصرار دیگران دو نفر دیگر به اسامی پروین مرزبان و آقای داریوش کدخدایان خود را کاندید کردند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;انتخاب کنندگان اما در صورتی که عضویت یکساله انجمن را نداشتند می توانستند با پر کردن فرم هموندی انجمن بلافاصله و بدون پرداخت حق عضویت به فرد مورد نظر خود رأی بدهند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;یکی از اعضای گردش نخست انجمن "ولی" کارنامه این انجمن را برای باشندگان خواند و از اعضای آن قدردانی شد.&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: white;"&gt;نزديك به دو سال پيش، ساختمان جديدي در منطقه‌ي «ولي» لس‌آنجلس از سوي مركز زرتشتيان كاليفرنيا، خريداري شده و از همان زمان انجمني نيز به نام انجمن زرتشتيان ولي شكل گرفت. این عضو گردش نخست انجمن منطقه ی"ولی"&lt;/span&gt;&amp;nbsp;همچنین&lt;span class="Apple-style-span" style="background-color: white;"&gt;&amp;nbsp;در اين نشست، با اشاره به خريد این ساختمان به ارزش حدود 1 ميليون دلار، در حین اشاره به انجام رایگان و داوطلبانه ی کارهای نرمیمی و تعمیری ساختمان تازه خریداری شده ، قول داد تا يك ماه آينده اين ساختمان به بهره برداري برسد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;سپس هر یک از کاندیداها در چند جمله خود را معرفی کردند و در آخر از باشندگان دعوت شد تا آرای خود را به صندوق ها بریزند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;پس از اخذ آرای و ریخته شدن آراء به صندوق ، نتیجه انتخابات به شرح زیر اعلام شد:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;آقای مهران پوردهقان با 55 رأی اول و آقایان شاهین استاد و هوشنگ مهر خداوندی با 54 رأی ، آقای فرشاد فروغی 50 رأی به دست آورد و خانم فریبا فرخانی 49 رأی. در حالی که 44 رأی به نفع خانم سیما خدابخش پتل به صندوق ریخته شده بود. آخرین نفر از اعضای اصلی آقای داریوش کدخدایان بود که 36 رأی از آرای انتخاب کنندگان را به خود اختصاص داده بود. اما دو نفر از بانوان به اسامی پروین مرزبان و سوسن پرورش نتوانستند تعداد آرای لازم برای عضویت اصلی انجمن را به دست آورند و به عنوان اعضای جانشین معرفی شدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-family: Georgia, 'Times New Roman', serif;"&gt;سه نفر از اعضای هیئت امنا در این جلسه حضور داشتند که خبرنگار امرداد مصاحبه ای کوتاه با آنان انجام داده است که در آینده ی نزدیک می توانید متن کامل آن مصاحبه را در همین سایت بخوانید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-5628288953859505837?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/5628288953859505837/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=5628288953859505837' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/5628288953859505837'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/5628288953859505837'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/08/blog-post_14.html' title='اعضای هیئت مدیره دوم انجمن زرتشتیان منطقه ی &quot; ولی&quot; مشخص شدند'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/-LRw0dLCimeE/Tkh5imVADjI/AAAAAAAABps/SvEDh_mOMWg/s72-c/P1050513.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-1957232249073328016</id><published>2011-08-12T10:47:00.001-07:00</published><updated>2012-02-01T08:41:37.278-08:00</updated><title type='text'>جشن سده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: center; line-height: normal;" style="line-height: normal; text-align: center;"&gt;&lt;span data-mce-style="font-family: arial black,avant garde; color: #ff00ff; font-size: 24pt;" style="color: magenta; font-family: 'arial black', 'avant garde'; font-size: 24pt;"&gt;&lt;strong&gt;جشن  سده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: center; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span data-mce-style="font-family: arial black,avant garde; color: #ff00ff; font-size: 14pt;" style="color: magenta; font-family: 'arial black', 'avant garde'; font-size: 14pt;"&gt;بر  ایرانیان خجسته باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center" data-mce-style="text-align: center; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: center;"&gt;&lt;span class="yssalignwrapper" data-mce-style="text-align: center; display: block;" style="display: block; text-align: center;"&gt;&lt;span class="yssalignwrapper" data-mce-style="text-align: center; display: block;" style="display: block; text-align: center;"&gt;&lt;img align="center" alt="برگزاری جشن سده در روستای آزاد ور ، جاجرم" class="yssDKImg yssImg yssImgB yssAstImg_itemGuid.4d44799568e4e3.67359918_276X183 yssImg_allowZoomIn yssDKImg_alignCenter" data-mce-src="/yahoo_site_admin/assets/images/images_56.28123617_std.jpg" height="183" src="http://amordad.com/yahoo_site_admin/assets/images/images_56.28123617_std.jpg" width="276" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right; line-height: normal;" dir="rtl" style="line-height: normal; text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="font-size: 8pt;" style="font-size: 8pt;"&gt;نویسنده: جمشید  کیومرثی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;چه صد روز به عید  مانده باشد یا چهل روز از آغاز زمستان گذشته باشد یا آخرین روز چله بزرگ باشد، جشن  سده آمده.آنچه امروز برای ما ایرانیان اهمیت دارد برگزاریِ هنوزِ این جشن است در  میان قشر وسیعی از جمعیت ایران در داخل و یا خارج از ایران.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;آنچه امروز اهمیت  دارد آن چیزی است که این آئین خجسته را تا به امروز جان بخشیده و برای ما به یادگار  گذارده است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;آیا جشن سده را  باید از دیدگاه اسطوره ای آن نگاه کرد. شاید پاسخ به این پرسش مثبت باشد چرا که  اسطوره ها آنچنان پویایی و تحرکی دارند که توانایی آسمانی شدن و حرکت دردرازای  تاریخ را دارند. اسطوره های ایرانی بر خلاف اسطوره های غربی در تاریخ در حرکتند و  دست به قتل و غارت و دزدی نمی زنند . اسطوره های ایران از جمله هوشنگ، هم زمان  توانایی دوباره زمینی شدن را در خود دارند و هر زمان قادرند زمینی شوند و به شکل  آئین های زمینی در دستان مردان سرزمین های گوناگون به چرخش  درآیند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;اسطوره ی ما،  برای جشن سده البته که«هوشنگ» است. این اسطوره ملی بود که توانست با زدن سنگی بر  سنگی دیگر ایده ی ساخت و تولید آتش را به آدمیان بدهد و آنچنان بر زمین گام نهد که  آدمیان او را سازنده «خانه های خوب» بدانند، چرا که با کمک این اسطوره توانایی  استخراج فلز از سنگ را یافتند و با ساخت ابزار فلزی قدرت ایجاد بوستان های دست ساخت  یافتند و بعد توانستند آب را به هر جا که خواستند ببرند و خانه شان را در جایی  بسازند که بیشتر می پسندیدند. دیگر اجباری نداشتند که شب را در غارهای تاریک به سر  آورند و با پختن آجر خانه هایی خواستنی در مکان مورد نظرشان ساختند، با آتش بر  حیوانات وحشی تسلط یافتند وقادر به پختن گوشت حیوانات شکاری شدند و با شادی زندگی  کردند. پس هوشنگ به عنوان اسطوره ای بزرگ دوباره دست نیافتنی شد و دوباره به آسمان  برگشت تا شاید که هزاران سال بعد دوباره به زمین برگردد و جمشید را یاری دهد و مردم  را به نهایت آرمان های زمینی شان برساند. هنوز نه ما و نه هیچکس دیگر چیزی از آینده  نمی داند اما شاید اسطوره هایی ایچنینی در زمانه ما یا هزاران سال پس از ما دوباره  به زمین برگردند و دوباره کاری کنند، کارستان. &amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div data-mce-style="text-align: right;" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span data-mce-style="color: #000000;" style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;در ادامه این  نوشتار،جشن سده را از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی آن مورد مطالعه قرار می دهیم و به  این موضوع خواهیم پرداخت که اجرای این جشن در دوره ما چه انگیزه هایی دارد و چه  فوایدی می تواند برای جامعه امروزی ایران به همراه داشته باشد. &amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-1957232249073328016?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/1957232249073328016/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=1957232249073328016' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/1957232249073328016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/1957232249073328016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/08/blog-post.html' title='جشن سده'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-3164105153519627189</id><published>2011-01-24T14:23:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T08:42:19.306-08:00</updated><title type='text'>انجمن ھای زرتشتيان و مردم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: #858585; font-family: Arial, Verdana, sans-serif; font-size: 12px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;جمشيد کيومرثی&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;شنيده ھا حاکی از آن است که پسین&amp;nbsp; یکشنبه &amp;nbsp;بيست و دوم ژانويه درآمريکا مراسم يادبودی به مناسبت درگذشت&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;روانشاد عليرضا پھلوی در نيايشگاه زرتشتيان مرکز اورنج کانتی در جنوب کاليفرنيا برگزار&amp;nbsp;شده است .آگھی البته&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;از سوی گروھی داده شده است که نبايد ارتباطی با جامعه زرتشتيان ايران داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ھرچند برگزاری آئين يادبود و حتا پرسه برای روانشاد شاپور عليرضا پھلوی از سوی اشخاص و افراد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;زرتشتی نشانی جز ابراز ھمدردی با خانواده غم ديده پھلوی نداشته و نخواھد داشت ، اما برگزاری آن از سوی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ديگران در محل نيايشگاه زرتشتيان معنايی سياسی به آن می بخشد که تبعات برخاسته از برداشتھای منفی&amp;nbsp;آن&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&amp;nbsp;توسط سياسيون افراطی دولتی&amp;nbsp;و غیر دولتی در ایران&amp;nbsp;نمی بايست از ديد مديران و مسئوان اين انجمن دور مانده باشد. چرايی انجام اين&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;حرکت با وجود فطعی بودن آثار منفی آن بر زرتشتيان ساکن در ايران مورد نظر اين نوشتار است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;اين که انجمن زرتشتيان مرکزکاليفرنيا با چه تدبيری سالن اجتماعات آن مرکز را برای انجام امری که صد در&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;صد تبعات نا خواسته ای برای جامعه زرتشتيان ايران در پی خواھد داشت، اختصاص داده ، سؤال اصلی اين&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;نوشتار است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;در اينجا اما به جای پاسخ يه اين سؤال ها، از جمله این که آيا نيت مرکز زرتشتيان کاليفرنيا از اين عمل، ارتقاء جايگاه معنوی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;زرتشتيان ساکن در کاليفرنيا- بر اساس ديدگاھی که از ديد ما مخفی است- می باشد، اين پرسش را مطرح می کنيم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;که به طور کلی ھدف از تأسيس انجمن ھای زرتشتيان چيست؟ &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;آيا اين انجمن ھا به منظور اجرای آن دسته از تصميمات جامعه برای رسيدن به ھدفی مشخص و معلوم ايجاد&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;شده اند يا تنھا ابزاری اند در دستانی نامشخص؟ و يا ابزاری اند در دستانی مشخص اما بی ھدف؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="margin-bottom: 10px; margin-left: 0px; margin-right: 0px; margin-top: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; padding-top: 0px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;پيش ازاين اما مناسب تر است که سؤال بعدی را مطرح کرد: آيا انجمن ھای زرتشتيان در برھه ايی از زمان&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;سعی در شناخت جامعه کرده اند؟ آيا ھيچکدام از انجمن ھای زرتشتيان در ھيچ کدام از شھرھای زرتشتی نشين در&amp;nbsp;&lt;span style="color: black;"&gt;سراسر دنيا آمار معلوم ومشخصی از جمعيت زرتشتيانِ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;- دستکم ھمان شھر- دارند؟ آيا اين انجمن ھا ھيچگونه&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;اطلاعاتی از ترکيب جمعيتی جامعه ای که ادعای مديريتش را دارند گردآوری کرده اند؟ و واپسين پرسش اينکه آيا&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;تاکنون ھيچگاه برای پاسخ به ھر يک از پرسش ھای بالا، اقداماتی هرچند&amp;nbsp;ابتدايی از سوی ھيچيک از سازمان ھا و ارگان&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;ھای مرتبط با زرتشتبان در ھيچ گوشه ای از اين دنيا انجام شده است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-3164105153519627189?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/3164105153519627189/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=3164105153519627189' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/3164105153519627189'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/3164105153519627189'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='انجمن ھای زرتشتيان و مردم'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-116281950492437551</id><published>2006-11-06T05:23:00.000-08:00</published><updated>2012-02-01T08:42:27.677-08:00</updated><title type='text'>هشت میلیارد ریال از سرمایه و اعتبار جامعه زرتشتی کم شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 78%;"&gt;بیست و هفتم مهر ماه -3744 خورشیدی مزدیسنی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 78%;"&gt;جمشید کیومرثی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در خبرهای امرداد شماره 145 خواندم که انجمن گردش چهل در مدت کوتاه یکسال و نیمی که از آغاز به کارش می گذرد تا کنون مبلغ هشت میلیارد ریال هزینه کرده. همچنین در خبر آمده بود که خزانه دار این دوره البته رگ گردن درشت کرده و فرموده که باعث افتخار این انجمن است که سرمایه مردم را بلوکه نکرده و آن را راکد نگذاشته است.&lt;br /&gt;اما این خبر هیچ حکایتی از این ندارد که بر خلاف دوران پیش گردش چهل سرمایه گذاری مشخصی در یکی از بخش های آموزشی و یا فرهنگی و ورزشی داشته باشد. امیدوارم که امرداد برای این سؤال نیز پاسخی مستند از انجمن دریافت کند و آن را برای خوانندگان زرتشتی خود به چاپ برساند. اما نکته ای در این میان قابل ذکر است. خزانه دار و ریاست محترم انجمن گردش چهلم با لحنی سخن گفته اند که انگار نمی دانند تا سه دوره پیش اصولا چنین پولهایی در حساب های انجمن وجود نداشت. برای روشن شدن مطلب باید به آگاهی این مدیران دلسوز برسانیم که کل دارایی نقدی انجمن گردش سی و هفت حدود چهل و سه میلیون تومان بود و در برخی موارد اگر صندوق های خیریه انجمن به کمک بودجه نمی آمد از پس پرداخت حقوق کارمندان انجمن هم بر نمی آمدیم.&lt;br /&gt;اما با این وجود باید بگویم: چه روزهای خجسته ای بود! چرا که همه برای خرج کردن چند ریال اضافه یا کم فکر می کردیم و سعی مان بر این بود که پولی به هدر نرود چرا که بر اثر آن انجمن زرتشتیان تهران به خاطر کسر بودجه قادر به پرداخت دستمزدی نبود و آن یعنی اینکه انجمن زرتشتیان تهران ممکن است حق کسی را پایمال کند. اگر امروز شاهد وجود اینهمه پول در حساب های انجمن هستیم همه صدقه سر کیخسرو شاهرخ و هم فکران آن روانشاد است که سرمایه ای هنگفت به نام زمین های قصر فیروزه را برای جامعه زرتشتیان عالم به یادگار گذارد و اسلاف انجمنی رییس کنونی انجمن در گردش 38 این انجمن با گشاده دستی و البته خوشخدمتی تمام چهل و سه میلیون متر مربع زمین را دو دستی تقدیم سپاه پاسداران کردند و با تکه نانی که به سمتشان پرتاب کردند بزرگ ترین سرمایه غیر معنوی انجمن را برای همیشه از دسترس جامعه زرتشتیان در سراسر گیتی خارج کردند. آنچنان که از اسناد مالی انجمن برمی آید وقتی در سال های پیش از انقلاب اسلامی و در دوره پهلوی مقداری از زمین ها تحت نام تهران کاخ به زور از دست جامعه رفت، تفکر حاکم این بود که آن پول را در حسابی سپرده کنند تا اگر روزی قضاوت عادلانه ای در باره آن صورت گرفت و زمین ها به زرتشتیان برگشت داده شد پول آن برای برگرداندن سند آماده باشد. از آنجاییکه زمانی خود خزانه دار انجمن بوده ام به خوبی می دانم که این پول هنوز هم تا دو سال پیش تحت همین نام در حساب های انجمن نگهداری می شد. اما معلوم نیست چه خبر است که دیگر از آن سیاست ها خبری نیست و حتا می توان گفت شاید دست هایی در کارند که تمامی پول ها را هزینه کنند تا دیگر هیچگاه دست زرتشتیان به چنین زمین وسیعی در دل تهران نرسد. حاکمان جمهوری اسلامی خوب می دانند وجود چنین زمینی در دست زرتشتیان دستکمی از یک اسرائیل دیگر نخواهد داشت.از سوی دیگر اگر مدیران کارآمدی پیدا شوند و همین تکه نانی که به عنوان مابه ازای زمین های قصر فیروزه به ما داده اند و هنوز هم سرمایه قابلی است را به خوبی در زمینه های دیگر سرمایه گذاری کنند باز هم خطری خواهد شد به نام انجمن زرتشتیانی ثروتمند و قدرتمند که باز هم مخالف اصول عقاید آنان خواهد بود. بارها وبارها در مذاکرات مختلف با نمایندگان سپاه پاسداران ووو... این نکته را یادآوری کرده ام که زرتشتیان در این رابطه می توانند به دادگاه لاهه نیز مراجعه کنند چرا که زمین طبق اسناد وقفی رسمی و اسناد مالکیت متعلق به همه زرتشتیان در سراسر گیتی است. اما با همه چانه زنی ها و خون دل خوردن ها متأسفانه با کلید خوردن پایان گردش سی و هفت انجمن زرتشتیان تهران ، دست خیانت کاری به نام رئیس انجمن زرتشتیان تهران گردش سی و هشت با امضای خود همه نقشه ها را نقش برآب کرد و امروز هم اخلافش با گرفتن دستور از همانهایی که سعی در از بین بردن همه سرمایه عمومی زرتشتیان دارند تا پیروان این دین حتا دیگر خواب داشتن چنین زمینی را هم نبینند.شاید هنوز هم خواب تحقیری دیگر را بر گرده زرتشتیان ایران دیده اند. اگر از این نکته هم بگذریم باز هم جای بسی تعجب است.گویا همه مردم زرتشتی ایران خواب هستند و یا آنقدر تحقیر و تهدید شده اند که نمی دانند خرج کردن همه این پول ها یعنی بی اعتباری مالی انجمن زرتشتیان تهران . آیا هیچ کس می داند اعتبار انجمن امروزه بر اساس دارایی های نقدی و غیر نقدی آن تعریف می شود؟ وگرنه در زمینه های فرهنگی و آموزشی که بر اساس فرمولی که نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی در وزارت خانه های ارشاد و اطلاعات و کشورو آموزش و پرورش به نماینده زرتشتیان در مجلس و رؤسای انجمن های مختلف دیکته می کنند هر روز سیر قهقرایی را طی می کنیم. به هر حال گزارش مستندی در زمینه تاریخچه زمین های قصر فیروزه و فعل و انفعالات مربوطه تهیه کرده ام که همگی باید در بایگانی انجمن محفوظ باشد .چرا که همه آن گزارش ها را در جلسه رسمی و علنی انجمن به ریاست وقت انجمن گردش 37 تحویل داده ام . این گزارش مبنای مباحث زیادی درجلسات متعدد گردش 37 انجمن زرتشتیان تهران بوده است. در اینجا باید بگویم گزارشی نیز در باره زمین های وقفی پذیرشگاه مارکار یزد نیز تهیه کرده بودم که به صورت شب نامه منتشر کردم و حاوی نکاتی است که می تواند عبرت آموز باشد. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-116281950492437551?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/116281950492437551/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=116281950492437551' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/116281950492437551'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/116281950492437551'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2006/11/blog-post.html' title='هشت میلیارد ریال از سرمایه و اعتبار جامعه زرتشتی کم شد'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-114764492412420017</id><published>2006-05-14T15:10:00.000-07:00</published><updated>2012-02-01T08:42:34.071-08:00</updated><title type='text'>جشن زایش اشو زرتشت در شهر سن حوزه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;زرتشتیان ایرانی شمال کالیفرنیا جشن زایش اشو زرتشت را برگزار کردن&lt;/span&gt;د&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #6633ff;"&gt;بیست و پنجم ماه مارس سال 2006 را زرتشتیان ایرانی فراموش نخواهند کرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شب 25 مارس ، سدها  زرتشتی ایرانی از نقاط مختلف شمال کالیفرنیا در سالنی به نام scotish rite  گرد هم آمدند و در جشنی شاد شرکت کردند.&lt;br /&gt;مهمانان از ساعت پنج و نیم عصر وارد سالن شدند.پس از گرفتن بلیت در هنگام ورود بوسیله یکی از هموندان انجمنی آیینه گلاب  شدند.سالن بزرگی که ظرفیت بیش از شصت میز ده نفره را داشت در نگاه اول جذاب و دیدنی بود. هر خانواده که داخل می شدند میزی را انتخاب کرده و دور آن می نشستند.&lt;br /&gt;از ساعت شش و نیم اما زرتشتیان دسته دسته وارد مرکز scotish rite    می شدند و به همین سبب تا یک ساعت صفی طولانی برای ورود مهمانان در بدو ورود تشکیل شد.&lt;br /&gt;هموندان انجمن زرتشتیان ایرانی در تمام طول مدت برنامه برای انجام کارهای مختلف در حرکت و فعالیت بودند. &lt;span style="color: red;"&gt;شاید بار اصلی کار بر دوش رئیس انجمن بود که مثل همیشه هر کجا که نقصی وجود داشت بایست به تنهایی از پسش بر  آید و چه خوب هم این کار ها را به سامان می رساند.&lt;/span&gt; در این میان روابط عمومی خوب وی کارگشا بود.افراد بسیاری خارج از انجمن البته او را در همه زمینه ها یاری می کردند.&lt;br /&gt;برنامه سر ساعت شش با اجرای سرود ای ایران آغاز شد که با خوش آمد گویی رئیس انجمن و با سپاسگزاری از آموزگاران دینی دنبال شد.بلافاصله گروه رقص بشکن و پس از آن گروه رقص سکرومنتو شادی و شوری کم سابقه را برای مهمانان به ارمغان آوردند.حاجی فیروز و عمو نوروز را دو نفر از هکیشان خوش مشرب خلق کرده بودند که با همکاری دی – جی رامین به صورتی بسیار زیبا باعث شادی و شعف بچه ها و حتی بزرگ تر های جشن شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;ارباب خودم سمبلی بلیکم&lt;br /&gt;ارباب خودم سرتو بالا کن&lt;br /&gt; ارباب خودم بز بز قندی&lt;br /&gt; ارباب خودم چرا نمی خندی؟&lt;br /&gt;....&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما همه می خندیدند و شاد بودند.&lt;br /&gt;نیمی از جشن که گذشت مهمانان را به صرف شامی دعوت کردند که کیترینگ ملکی تدارک دیده بود. با برنامه ریزی خوبی که از پیش شده بود در ظرف مدت نیم ساعت همه مهمانان شام خوردند و کمی بعد همه آماده بودند تا برنامه بعدی را به نظاره بنشینند.&lt;span style="color: red;"&gt;مراسم پذیرایی آن اندازه سریع بود که بارها هموندان انجمن مجبور شدند قدری از سرعت کار را به خاطر آن که کیترینگ ملکی امکان انتقال شام را به سر میزها داشته باشد کم کند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;کورش دینیاری مجری برنامه در اینجا از رئیس انجمن خواست تا چند کلمه ای با مردم صحبت کند. آقای کامبیز زمردی در سخنرانی بسیار کوتاهی با سپاسگزاری از اعضای انجمن و همه دوستانی که وی را در برگزاری این برنامه یاری داده بودند گفت این جشن به خاطر سه آیین  فرخنده برگزار می شود.&lt;br /&gt;پس از سخنرانی رئیس انجمن بخش موسیقی زنده آغاز شد. بسیاری از مردم به خاطر دیدن خواننده محبوبشان "راشید" به این جشن آمده بودند. پیش از آغاز برنامه این خواننده خوب شهر سن حوزه، همه از هم می پرسیدند که پس کی "راشید" می آید؟&lt;br /&gt;راشید" آمد و آهنک هایش را آغاز کرد. جوانان و نوجوانان، پیران و کهن سالان همه با موسیقی شاد ارکستر وی به وجد آمدند و رقص و شادی را به تمامی باشندگان در  سالن scotish rite  هدیه کردند. این شادی و رقص تا پاسی از نیمه شب ادامه داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;در حاشیه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بیست و پنجم مارس چه خبر است؟&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;شب بزرگی بود که به خاطر سه مناسبت مهم برپا شده بود.&lt;br /&gt;آغاز سال نو و نوروز باستانی جمشیدی را همه دوست دارند و امروزه در میان همه ایرانیان به عنوان جشنی ملی و میهنی جای خود را باز کرده . اگرچه هنوز هم اقوامی وجود دارند که در ایران به خاطر باورهای دینی خوداین جشن را برگزار نمی کنند اما بی گمان تا چند نسل دیگر فرزندانشان نه تنها جشن نوروز بلکه حتا مهرگان را نیز برگزار خواهند کرد.&lt;br /&gt;فرخندگی دوم برای برگزاری این جشن زایش اشو زرتشت است در ششم فرودین ماه که البته مصادف است با بیست و ششم مارس که در آمریکا به سبب رسم همیشگی در روز شنبه یا یک شنبه  یعنی کمی دیرتر و یا کمی زودتر برگزار می شود.&lt;br /&gt;در نوشته های دینی ما زرتشتیان ، بسیار ی از  اخبار خوب را می توان در این روز پیدا کرد. به جز زایش اشو زرتشت در این روز، به پیامبری رسیدن پیام آور راستی و یگانه پرستی نیز در این روز اتفاق افتاده است.که سومین فرخندگی این جشن بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سخنرانی رئیس&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;موقع سخنرانی رئیس انجمن ، فرزندان وی سیروس و آریا به روی سن رفتند و آقای زمردی با سادگی خاصی یادش رفته بود رئیس انجمن است و با پرسیدن اسم آنان به بازی با آنها مشغول شد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;شام:&lt;br /&gt;با وجود پیش بینی شام برای ششصد و پنجاه نفر، کیترینک ملکی با کمبود غذا مواجه شده بود که به خیر گذشت. نکته جالب در این باره به آشغال ریخته شدن بیش از بیست بشقاب پر از غذای سرو شده و دست نخورده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورودیه:&lt;br /&gt;الی رغم آنکه قرار بود لیست مهمانان بر اساس شماره، ردیف شود اما بسیاری از مهمانان به خاطر میزان نبودن شماره ها با نام ها وقت زیادی را صرف گرفتن بلیت شام کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Stage&lt;br /&gt;سطح stage خیلی پایین تر از سالن قرار داشت و دیدن برنامه ها برای کسانی که در انتهای سالن نشسته بودند مشکل بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #cc0000; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;26 مارس&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;زرتشتیان ایرانی همچنین عصر روز 26 مارس، آیین زایش اشو زرتشت را در درب مهر شهر سن حوزه برگزار کردند. در این مراسم که با اوستا خوانی موبد خورشیدیان همراه بود، تعدادی از زرتشتیان شرکت کرده بودند.&lt;br /&gt;در این آیین انجمن زرتشتیان ایرانی با تهیه لرک و چای و شیرینی از باشندگان پذیرایی کرد&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-114764492412420017?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/114764492412420017/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=114764492412420017' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114764492412420017'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114764492412420017'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2006/05/blog-post.html' title='جشن زایش اشو زرتشت در شهر سن حوزه'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-114429185831310016</id><published>2006-04-05T19:44:00.000-07:00</published><updated>2006-04-05T20:13:24.590-07:00</updated><title type='text'>نوروز در بين زرتشتيان يزد</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/200604011843288-zoroastrians.0.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/200604011844079-zoroastrians.1.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/200/200604011844079-zoroastrians.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/200604011841385-zoroastrians.1.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/200/200604011841385-zoroastrians.0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;نوروز در بين زرتشتيان يزد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;علی عطار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از سایت خبری بی بی سی&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;شايد زرتشتيان در طول تاريخ بيشترين کوشش را برای نگهداری جشن نوروز که بخشهايی از آن به آيين های دينی آنان تعلق دارد داشته اند. با اين وجود امروزه آيين های نوروزی در روستاهای مختلف زرتشتی نشين متفاوت است.&lt;br /&gt;يکی از قديم ترين آيين های نوروزی ايران باستان، امروزه در قاسم آباد يزد برگزار ميشود. در تاريکی سپيده دم صبح نوروز ، خانه های قديمی محله قاسم آباد يزد يکی بعد از ديگری روشن می شوند.&lt;br /&gt;هر خانواده و در پيشاپيش آنان زنان ، سبزه، ظرفی پر از آب ، يک سينی ميوه که "ودرين" ناميده ميشود، گلدانی از مورد و شمشاد ، مجمر آتش و يک چراغ روغنی به بالای بام می برند و در کنار هيزم های از قبل آماده شده می گذارند. حدود ساعت پنج صبح سپيدی کلاه مردان زرتشتی در جرقه های آتش نمايان می شود&lt;br /&gt;همزمان با بر افروختن آتش آهنگهای نوروزی که از بلند گو پخش می شود، سکوت قاسم آباد را می شکند. کيخسرو ماوندادی يکی از ساکنين محله قاسم آباد دليل آتش افروزی بر بام ها را توضيح می دهد . او بياد می آورد که در گذشته اجرای اين مراسم با موسيقی زنده همراه بوده است&lt;br /&gt;آتشی که در سپيده دم اورمزد برابر با اول فروردين بر روی بام افروخته می شود يک سنت کهن ايرانی است که در روستا های زرتشتی نشين باقی مانده است. &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/200604011839342-zoroastrians.0.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 215px; CURSOR: hand; HEIGHT: 188px" height="201" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/200/200604011839342-zoroastrians.jpg" width="234" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;ما بر اين باور هستيم که ده روز مانده به عيد نوروز که پنجه کوچک آغاز می شود، با آنش افروزی روان درگذشتگان را به خانه هايمان پذيرا می شويم. در پايان سال هم با آتش يعنی با نور و گرما آنها را بدرقه می کنيم و آب پشت سرشان می ريزيم&lt;br /&gt;در آن زمانها پيرمردها- که روانشان شاد باشد، خدا بيامرز شدند- در پشت بام خانه ها به صورت پراکنده با ساز و دف و آواز اين مراسم را برگزار می کردند. بياد می آورم در آن زمان ما خيلی دوست داشتيم که نيمه شب از خواب بيدار شويم و صدای گرم آنها را با صدای دف ، ساز و سرنا بصورت زنده بشنويم. اما امروزه چون آنها ديگر زنده نيستند ما اين موسيقی را به حالت نوار در آورديم و اين همان صدای سازی است که در صدا و سيما هم پخش می شود. هدف زنده نگه داشتن اين سنت است&lt;br /&gt;آتش افروزی نوروزی بر بام خانه های قاسم آبادزرتشتيان معتقدند که روان يا به گفته آنان فروهر نياکانِ درگدشته از ده روز پيش از نوروز به ديدار خانه و کاشانه پيشين خود می آيند و در صبح سال نو به محل اوليه خود بازمی گردند.آنها باور دارند عطر ميوه هايی که پاره می شوند، و بوی خوش اسپند و کندر که از آتش متصاعد می شود، همراه با زمزمه اوستا، روان نياکان را که در حال ترک خانه خودهستند شاد می کند.&lt;br /&gt;وقتی سپيده صبح می دمد، صدای بلندگو خاموش می شود و شعله های آتش فر&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/200/200604011838381-zoroastrians.jpg" border="0" /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/200604011840193-zoroastrians.0.jpg"&gt;&lt;img style="CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/200/200604011840193-zoroastrians.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;و می نشيند، بخش آْئينی-دينی مراسم نوروز زرنشتيان در قاسم آباد يزد پايان می يابد و هر خانواده باقيمانده آتش خود را به آتشکده محله که به آن درب مهر می گويند، می برد.&lt;br /&gt;در کوچه های قاسم آباد بر سر در هر خانه زرتشتی نشين شاخه ای سبز از درخت سرو يا شمشاد آويخته اند. علاوه بر آن در جلوی در خانه ها سنجد و آويشن ميريزند. آدابی که کيخسرو ماوندادی بامهمان نوازی وديد و بازديد روزهای نوروز مرتبط می داند و می گويد&lt;br /&gt;بعد از اينکه سال نو تحويل شد و روز اورمزد و فروردين ماه آغاز شد رسم بر اين هست که در بالای سر درگاه هر خانه ای که در آن زندگی وجود دارد يک سبزه يعنی مورد، سرو يا شمشاد را نصب می کنند. در پاشنه در خانه آويشن و سنجد می ريزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اينکه کسی با شما سخنی بگويد با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته می شود&lt;br /&gt;آتش افروزی بر بام خانه های قاسم آباد با تقويم دينی زرتشتيان ارتباط دارد. با اين وجود، اين آيين امروز در همه روستاهای زرتشتی نشين اجرا نمی شود. زمان بازگشت روان نياکان به خانه خود در طول تاريخ پر فراز و نشيب زرتشتيان تغيير کرده است. در برخی مناطق آتش افروزی بر بام خانه ها نه در ايام نوروز بلکه در اواسط تابستان انجام می شود.&lt;br /&gt;دکتر کتايون مزداپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه علت اين تفاوت زمانی را در گاهشماری های گوناگون می داند&lt;br /&gt;روز نوروز که مطابق با تقويم قديمی در حال حاضر در اوايل تابستان است را نوروز مردگان می گفتند. نوروز قديمی که الان هم در اوايل تابستان جشن گرفته می شود در هند نيز وجود دارد. بياد دارم که پدربزرگ ما هميشه درزمان اين نوروز برای بزرگداشت درگذشتگان به دخمه می رفت و چيزهايی مثل ميوه را همراه خود می برد و به زمين می زد تا بوی آنها متصاعد شود. اين نوروز برای مردگان بود اما نوروز اول فروردين نوروز فصلی و برای زنده ها بود. در واقع دو جنبه دينی و جنبه ملی را از هم جدا کرده بودند و الان تقريبا دوباره با هم يکی شده است. در بعضی مناطق اعتقاد به اهميت دينی دارند و فقط اهميت آئينی صرف نيست. مثلأ در تفت در تابستان در نوروز آتش روشن می کنند و همانطور مراسم قديم را نگه داشته اند. در حقيقت در جامعه زرتشتی يک تلفيق بين آئين ملی و آيين دينی هست که اينها را به هم انطباق می دهد&lt;br /&gt;محله باغ خندان تفت از جمله مناطق زرتشتی نشينی است که بافت قديمی خود را همچنان حفظ کرده است. مراسم پيشواز فروهرها ومراسم جشن نوروز در اين روستا با قاسم آباد تفاوت دارد.اگرچه آتش افروزی بر بام خانه ها ی اين محل در روز نوروز اجرا نمی شود، اما برگزاری مراسم پنجه کوچک و پنجه بزرگ که از ده روز قبل از نوروز آغاز می شود، معمول است.&lt;br /&gt;روزهای پنجه بر اساس اندرزهای دينی از يک سو زمان بازگشت فروهر درگذشتگان برای ديدار از بستگان خويش است ، از سوی ديگر بر پايه منابع اساطيری و باورهای مردمی، آفرينش انسان در روز اورمزد يعنی اولين روز سال نو به پايان می رسد.&lt;br /&gt;در اين روزها دربسياری از خانه های زرتشتی مراسم گهنبار، يک نوع مراسم آيينی که شبيه خيرات است انجام می شود. در گهنبار موبدان آجيل خشک يا لرک و هفت ميوه را با خواندن اوستا تقديس و سپس بين مردم تقسيم می کنند.&lt;br /&gt;زرتشتيان در جلوی خانه های خود گل سفيد می پاشند که به معنی باز بودن در خانه به روی مهمان است. اين سنت در کشورهای آسيای ميانه به اين صورت باقی مانده که در روزهای پيش از نوروز کنده درختان را سفيد می کنند.&lt;br /&gt;در مراسم "ميله گل سرخ" در مزار شريف، هفت ميوه خشک در آب ريخته می شود ودر روز نوروز بر سفره نوروزی قرار داده مي شود.&lt;br /&gt;بوی خوش و تميزکردن خانه از ديگر سنت هايی است که برای استقبال از اجداد و نياکان در ايام پنجه به آن توجه شده است. آنطور که رستم کاووسيان می گويد، خانه و کاشانه کثيف باعث آزردگی روان فروهر درگذشتگان می شود:&lt;br /&gt;ما زرتشتيان به اورمزد و فروردين ماه که جشن تازه شدن طبيعت است بسيار اهميت می دهيم و آن را بسيار نيکو می شماريم. در پيشاپيش آن خانه تکانی هائی انجام می دهيم و معتقديم تمام زندگی ما بايد پاک باشد. در شب عيد حتما خانه تکانی بايد انجام شود و اگر کينه و عداوتی داريم بايد حل کنيم.&lt;br /&gt;ماهدخت فروهر:"ما اسفند و کندر می کنيم، تا بوی خوش بيايد و وقتی فرشته و ملائکه می يايند و اجدادمان به خانه سرمی زنند، تميز و پاک باشد و ما را دعا کنند و نه اينکه از کثافت ما را نفرين کنند." در آخرين روز پنجه بزرگ مراسم دينی پيش از نوروز به پايان می رسد. فرارسيدن بهار و آغاز سال نو برای زرتشتيان همانند همه ايرانيان، جشن رستاخيز طبيعت و لحظه فرا رسيدن شادی است. پس از تحويل سال، زن خانه آينه و گلاب پاش را بر می دارد و به اعضای خانواده تبريک و شادباش می گويد. عيد ديدنی ساکنين باغ خندان در اولين روز از سال نو به شکلی خاص انجام می شود. در آغاز آنها دسته جمعی به درب مهر محل زندگی خود می روند و در کنار آتش ، به نيايش و اوستا خوانی می پردازند. پس از آن ديداردسته جمعی از خانه ها آغاز می شود.&lt;br /&gt;در روز 'نوعيد'اولين ديدار نوروزی از خانواده ای شروع می شود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. اين مراسم که نو عيد ناميده می شود، در سکوت برگزار می گردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن می نشينند، عکس درگذشته معمولا در کنار سبزه نوروزی قرار دارد. پرويز ورجاوند پژوهشگر فرهنگ زرتشتيان می گويد مراسم نو عيد حضور نمادين شخص درگذشته در مراسم نوروزی است:&lt;br /&gt;بازديد از خانه کسی که در گذشته ای دارد برای سوگواری نيست. همانطور که در تصوف ايرانی مسند شيخ يا پير را حتی اگر خودش حضور ندارد انداخته می شود و هميشه احساس حضور آن پير در جمع وجود دارد، در مراسم نوروزی هم وقتی يک نفر از خانواده ای درگذشت، به ديدن او می رويم يعنی او روحأ حضور دارد و چون درگذشته و بازگشته، مهمان عزيز ما است. ابتدا به خانه او و برای ديدنی او می رويم؛ نه بخاطر سوگواری و تسلی بازماندگان، بلکه حضور او را همان ادامه زندگی قبلی او می دانيم&lt;br /&gt;پس از برگزاری مراسم نوعيد، زرتشتيان با شادی و پايکوبی و نواختن ساز ضربی دايره مانند مخصوص خود که آنرا عربانه می نامند، به ديد و بازديد خويشان و آشنايان می روند.&lt;br /&gt;ميزبان که پيشاپيش ميز نوروزی را با شيرينی های مخصوص و شربت و چای برای پذيرايی آماده کرده است، در ابتدا برای مهمانان خود آينه و گلاب می گيرد. سپس پذيرايی با خوردن نقل آغاز می شود و همزمان ساز و آواز و پايکوبی ادامه می يابد.&lt;br /&gt;يکی از شيرينی های مخصوصی که زرتشتيان حتما بر خوان نوروزی خود می گذارند کماج است. کماج شيرينی کيک مانندی است که به شيوه سنتی تهيه می شود. ماهدخت فروهر آن را از مهمترين شيرينی های لازم برای اين روزها می داند:&lt;br /&gt;کماج نوروزی ازآرد گندم، قدری گلاب،هل و دارچين،تخم مرغ و شکردرست می شود. اينها را با هم قاطی می کنيم، بعد روغن را در کماجدان داغ می کنيم و خمير را درآن می ريزيم و مغز پسته و بادام و گردو و کنجد روی آن می ريزيم. اين کماج شيرين و کماج نوروزی، يک رسم قديمي ست. نان هم می پزيم، اما در هر خانه ای اگر نان هم نپزند، پخت کماج برايشان واجب است. دم سال تحويل کماج بايد باشد.&lt;br /&gt;خوان نوروزی زرتشتيان در طول تاريخ تغيير کرده است. گذاشتن اوستا و تصوير زرتشت بر سفره نوروزی اهالی باغ خندان، از تفاوت های عمده آن با سفره هفت سين ديگر اقوام ايرانی است. پرويز ورجاوند اين سفره را در ارتباط با خوان مقدسی می داند که در ايران قديم "ميزد" ناميده می شده و کلمه ميز به فارسی امروز از آن گرفته شده است. برای او تقدس نوروز در عدد هفت و لحظه تغيير سال است&lt;br /&gt;"هفت سين در واقع در مرحله اول مِيزدی هست که در زمان خاص گسترده می شود، و فاميل دور آن جمع می شوند تا برکت لحظه مقدس و گردش سال را دريافت کنند. هفت علامت از هفت امشاسپند بر سفره گذاشته می شود که اين علامت ها در طول زمان تغيير کرده است. زمانی هفت چين يعنی هفت ميوه ای که می چيدند بوده است و يا هفت شين يعنی شير، شکر ، شايه- سبزه ای که سبز می کنند را فارسی به آن شايه می گويند و شمشاد و البته شرابی را که بر سر خوان نوروزی هست. اين شراب ها را اکثرا در جام رودين می خورند که اسم درگذشته ای در آن حک شده است و وقتی می خورند يادی از آن شخص می کنند."&lt;br /&gt;ديد و بارديد های نوروزی زرتشتيان در روزهای نوروز به روستاها و شهر های دورتر ادامه می يابد. اما روز ششم فروردين يکی از مهمترين روزهای مذهبی آنان و روز تولد زرتشت و يا بقولی نوروز بزرگ است. زرتشتيان اين روز را با گرد همائی های گسترده وبرنامه های سخنرانی و هنری درهر منطقه جشن می گيرند.&lt;br /&gt;در اين روز بسياری از زرتشتيانی که سالها از زادگاه خود دور بوده اند به شهر و ديار خود بازگشته و در اين جشن شرکت می کنند. جوانان با اجرای شعر و سرود و نمايشنامه های مذهبی - سنتی در تهيه و تدارک اين جشن نقش مهمی ايفا می کنند.&lt;br /&gt;بنظر می رسد که جشن سيزده همين روز فروردين و يا سيزده بدر ارتباطی با باورهای آيينی زرتشتيان ندارد. امروز زرتشتيان تفت نيز مانند ديگر ايرانيان اين روز را در طبيعت به سر می برند. ماهدخت فروهر می گويد که زرتشتيان گاهی نيز در اين روز آشی به نام آش پس پائی نوروز می پزند.&lt;br /&gt;کامران فروهر معتقد است که سيزده نوروز بين زرتشتيان تفت نه تنها نحس نيست بلکه آنرا روزی عزيز و مبارک می دانند:&lt;br /&gt;"&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;روز سيزده بدر را روز، ‹تيشته ريزد› يا روز تير می گويند&lt;/span&gt;. اين روز فرشته باران است و برای ما خيلی عزيز است. اين روز را کار نمی کنيم و به باغ و صحرا می رويم...ما سيزده را نحس نمی دانيم، آن را عزيز می دانيم."&lt;br /&gt;اما دکتر کتا يون مزدا پورمی گويد که اعتقاد به نحسيت و ناخجسته بودن سيزده نوروز در بين زرتشتيان نيز وجود داشته و ريشه تاريخی دارد. او اضافه می کند:&lt;br /&gt;"سابقه سيزده بدر را تا بابل می توانيم دنبال کنيم که دوازده روز را جشن می گرفتند به نشان دوازده ماه سال و روز سيزدهم در حقيقت پايان جشن بوده که روز آشفتگی و به هم ريختن همه چيز هست و جشن تمام می شود. عدد سيزده نحس است و کلا همان است که در جامعه اکثريت ايران هم وجود دارد."&lt;br /&gt;اگر چه زرتشتيان درحفظ وتداوم برگزاری مراسم نوروز نقش مهمی داشته اند اما در اوستا، به نوروز و آئين های نوروزی اشاره ای نشده است. از اين رو می توان گفت که نوروز قدمتی بيش از دين زرتشت دارد چنانکه &lt;span style="color:#009900;"&gt;دکتر کتايون مزداپور&lt;/span&gt; می گويد:&lt;br /&gt;"&lt;span style="color:#006600;"&gt;به نظرم قديمی ترين جائی که اسم از نوروز آمده کتاب نيرگستان است که البته هم پهلوی است و مقداری هم اوستا دارد اما در خود اوستا اسم نوروز نيامده ولی فروهر ها که با نوروز ارتباط دارند، يک يشت فروردين يشت فروهر هاست&lt;/span&gt;."&lt;br /&gt;جشن نوروز قاعدتأ بايد دارای دو ريشه متفاوت باشد. يکی آنچه در اين سرزمين از هزاره های دوم و سوم قبل از ميلاد، جشن بهاری منطقه بوده است. يعنی جشنی به نام "عيد اکی تو" که در هزار دوم قبل از ميلاد در بين النهرين جشن گرفته می شده است وآثاری از برگزاری اين جشن به شکل مکتوب به جا مانده است. ولی به نظر می رسد در سرزمين ايران احتمالأ در‹سيلک کاشان› نيزاين مراسم وجود داشته است و منطقأ اين طور به نظر می رسد که اين مراسم در اين منطقه نيز وجود داشته است. بعدأ اجداد هند و اروپائی ما، آداب نياکان و در حقيقت بزرگداشت ارواح نياکان را با خود به اين منطقه آوردند."&lt;br /&gt;جشن نوروز زرتشتيان چون نوروز ديگر مناطق ايران در طول تاريخ همواره دست خوش تغييرو تحول بوده است. امروزه در تفت مراسم چهارشنبه سوری که به نظر نمی رسد جزو آداب محلی باشد، برگزار می شود. از سوی ديگر مردم می گويند که بعضی از سنن آنان چون نوروز خوانی از بين رفته است. سنتی که در بعضی مناطق مثلا در کوههای البرز و در اطراف گرگان هنوز يافت می شود.&lt;br /&gt;نوروزخوانی تنها سنتی نيست که در بين زرتشتيان و ديگر ايرانی ها مشترک است. بسياری از آداب نوروزی که در بين زرتشتيان اين يا آن روستا وجود دارد به شکلی تغيير يافته در حوزه جغرافيايی نوروز که از شرق عراق تا غرب هند و از خليج فارس تا قزاقستان و گرجستان گسترده است، يافت می شود.&lt;br /&gt;"به مناسبت های مختلف جامعه اسلامی ايرانی به مزار درگذشتگان می روند و در آنجا شمع روشن می کنند. روشنائی ايجاد کردن يعنی درخواست از روان فروهر درگذشتگان که به زندگی آنها سری بزند. ما آمدن نوروز را با آتش روشن کردن به استقبال فروهر درگذشتگان می رويم و بعد روز اول نوروز، باز با آتش روشن کردن به بدرقه آنها می نشنيم. همين آتش روشن کردن را مسلمان ايرانی امروزه برا ی مزار درگذشتگان شان انجام می دهند."&lt;br /&gt;من فکر می کنم نوروز به دليل برجسته بودنش به عنوان يک جشن ايرانی باوری است که ايرانيان نسبت به دنيا مينوی، يعنی جهان پس از مرگ داشتند. چون اين جشن، جشن آفرينش انسان هم هست، آمدن فروهر و روان درگذشتگان به سوی زمين هم هست. و ايرانيان خانه تکانی می کنند و يک زندگی نوئی را به خود می گيرند به دليل اين که در باور سنتی شان اين ها از روان فروهر درگذشتگان پاسداری می کنند و ميزبان مهمان های ارزشمندی هستد. به همين دليل است که اين جشن تا به امروز مانده و هر قوم و ملتی که به ايران آمده اين جشن را پذيرفته و در واقع پاس می دارد. "&lt;br /&gt;اما ارتباط مستقيم نوروز با طبيعت، تغييرات جوی و ستاره شناسی در اين زمان، رهايی از شب های سرد و بلند زمستان، برابری شب و روز و شروع فصل کشاورزی دلايل ديگری هستند که دوام نوروز در طول تاريخ را ممکن ساخته اند.&lt;br /&gt;بدين ترتيب جشن نوروز با وجود تغييرات اعتقادی و اجتماعی در منطقه، همچنان در خاطره فرهنگی اقوام ايرانی باقی مانده است. برای زرتشتيان ايران نوروز يکی از مهمترين آيين های دينی و ملی است. امروز شايد در تمام کشورهايی که در آنها نوروز برگزار می شود هيچ عنصر فرهنگی ديگری تا به اين اندازه قادر به معرفی هويت کهن ايرانی آنان نباشد. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-114429185831310016?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/114429185831310016/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=114429185831310016' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114429185831310016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114429185831310016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2006/04/blog-post.html' title='نوروز در بين زرتشتيان يزد'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-25019005.post-114368691365883387</id><published>2006-03-29T18:45:00.000-08:00</published><updated>2006-03-29T18:58:45.723-08:00</updated><title type='text'>چهارشنبه سوری</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/IMG_0530.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/320/IMG_0530.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;چهاردهم مارس ، درب مهر شهر سن حوزه- ینگه دنیا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ffcc33;"&gt;زردی من از تو&lt;/span&gt; ؛ سرخی تواز من&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;زرتشتیان سن حوزه در شب آخرین چهارشنبه سال ایرانی جشنواره آتش و صدا برپا کردند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درب مهر سهر سن حوزه، آخرین ساعات چهارشنبه شب محل دوست داشتنی و گرمی برای زرتشتیان ساکن در این شهر بود .شاید همه زرتشتیان نیامده بودند اما بیشترشان برای آنکه از روی آتش بپرند و زردی خود را نثار آن کنند و در عوض نیرو و نشاطی دوباره از سرخی اش بگیرند در آن شب سرد درب مهر سن حوزه را نورباران کردند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;انجمن زرتشتیان ایرانی در این شب باز هم تدارک چای و شیرینی و آجیل چهارشنبه سوری دیده بود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صدای خنده و شادی از همه سو بلند بود. گروهی در آن سرمای نزدیک سی و دودرجه فارنهایت روی نیمکت های یخ زده پیک نیک کرده بودند . و چه بی خیال در پناه آتشی که به کمک هیزم ها روشن شده بود می گفتند و می شنیدند و صدای خنده هایشان بلند بود.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گروهی دیگر اما در آن شب سرد با دلهای گرمشان مشغول مرتب کردن و بسته بندی برگ نیکی بودند که قرار بود شب سال نو به دست همکیشان برسد.کارهای دیگری هم مانده بود که همه باید انجام می شد . یکی از این کارها انجام مقدمات جشن زایش اشو زرتشت و عید نوروز بود که چند روزی تا آغاز آن نمانده بود.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چیزی اما در دل ها می جوشید و آن هم یگانگی و مهربانی بود که می شد در چهره یک یک زرتشتیانی که در این شهر زندگی می کنند دید.برخوردهای دوستانه و صمیمی و بدون فخر فروشی آدم را یاد سال ها پیش می اندازد که مردم هنوز در این افکار و اندیشه ها نبودند. شاید آن سال ها از امروز خیلی فاصله گرفته باشد اما خوشبختانه هنوز هم پیدا می شوند کسانی که روحشان را لطیف و دوستانه چون سالهای دور گذشته حفظ کرده باشند.شادی روح و روان انسان ها را نوازش می دهد و تلطیف می کند .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; این که می گویند در دین زرتشتی شادی بر غم و غصه خوری چیرگی دارد . شاید روح لطیف و دوستانه زرتشتیان هم به خاطر خوش بودن وشادی خواهی شان باشد.و به راستی می توان این را در میان زرتشتیان سن حوزه دید.پس از پریدن از روی آتش جوانان در داخل سالن به رقص و پایکوبی مشغول بودند و البته بزرگ تر ها با چای و شیرینی از خود پذیرایی می کردند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما به ناگاه صدای &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;قاشق زنها&lt;/span&gt; بلند شد . دخترانی که قاشقی را بر ته کاسه ای آهنی می کوبیدند پشت در ایستاده بودند و البته ادای فال گوش ایستادن را در می آوردند.رسم بسیار قشنگی است . این رسم البته بیشتر مربوط می شود به دختران دم بختی که می خواستند پیش بینی کنند شوهر آینده اشان چگونه شوهری برایشان خواهد بود؟ و یا اینکه می خواستندبدانند چه زمان بختشان باز می شود و به خانه شوهر می روند.رسم بوده که دختران روی بگیرند و بعد از نیت کردن ( که اکثر در باره خصوصیات شوهر آینده اشان است) پشت در خانه مردم گوش بایستند و با شنیدن مطالبی که توسط افراد داخل خانه بیان می شد و مرتبط کردن آن مطالب با نیت خود آن را تعبیر کرده، آینده عشقی خود را پیش بینی کنند.&lt;br /&gt;از ایران که می آمدیم به ینگه دنیا فکر نمی کردیم اینجا هم بتوانیم چهارشنبه سوری برگزار کنیم و مثل ایران ترقه بترکانیم .&lt;br /&gt;آنچه بیشتر تعجب هر بیننده ای را جلب می کرد وجود &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ترقه&lt;/span&gt; های فراوان ( اما بی خطر) و &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فشفشه&lt;/span&gt; و حتی موشک و &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;کوز&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ه&lt;/span&gt; آتش بازی بود. وقتی پدرها و مادرها را می دیدیم و بغل کردن فرزندانشان و کمک کردن به آنها برای پریدن از روی آتش را به نظاره می ایستادیم، چگونگی اموزش این آیین توسط نسل سالخورده به کودکان را نیز می آموختیم .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آری ، پس از پایان این مراسم بود که دریافتم می توان همه سنت ها را حفظ کرد و ایرانی و البته زرتشتی ایرانی ماند . به شرطی که به فرزندانمان هم این آیین ها و آداب و سنن را بیاموزیم . بله در صورتی می توان ایرانی ماند که فرزندانمان هم ریشه و چرایی برگزاری هر یک از آداب و سنن را بداند و یا دستکم داستانی از چگونگی پدید آمدن آن در نظر داشته باشد .بیایید سال آینده با تعداد بیشتری در این جشنواره شرکت کنیم. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;یادمان باشد فرزندانمان برای&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;زرتشتی ماندن نیاز به شرکت هر چه بیشتر در اجتماعات زرتشتی دارند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/25019005-114368691365883387?l=amordad8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://amordad8.blogspot.com/feeds/114368691365883387/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=25019005&amp;postID=114368691365883387' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114368691365883387'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/25019005/posts/default/114368691365883387'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://amordad8.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title='چهارشنبه سوری'/><author><name>amordad</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='23' src='http://photos1.blogger.com/blogger/4585/2299/1600/amordad3.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
